


من می دانم که میلیون ها تن از طرافداران او معتقدند که او با بدن خاصی به دنیا آمده است. آنها او را دیده اند که قدرت خارق العاده ای داشت٬ فوق العاده چالاک بود و بدنی کوچک٬ اما بسیار عضلانی و عجیب و قابل انعطاف داشت. بسیاری از آنها باور نمی کنند که بروس بدن خارق العاده خود را فقط از طریق قدرت اراده و پشتکار در تمرینات دشوار و مستمر به دست آورده باشد.
لیندا لی کدول
بروس لی بدن فوق العاده شکیلی داشت. در بدن او چربی اندکی وجود داشت٬ منظورم این است که شاید چربی بدن او از هر قهرمانی که در دنیا وجود دارد٬ کمتر بود شاید به همین دلیل این قدر قابل باور به نظر می رسید.خیلی ها هستند که همه آن حرکات را انجام می دهند و همان مهارت را به دست می آورند٬ ولی به اندازه بروس لی قابل باور و تاثیر گذار نیستند. او در نوع خود بی نظیر بود .او بت بسیاری از انسانهاست. نکته مهمی که در مورد آدمی مثل بروس لی می شود گفت این است که او الهام بخش میلیونها تن در سراسر جهان است که می خواهند پا جای او بگذارند. آنها می خواهند هنرمندانی رزمی کار باشند و به عالم سینما قدم بگذارند و کاری که می کنند این است که هر روز٬ برای ساعتهای متمادی تمرین می کنند. کسی مثل بروس لی٬ منبع الهام عظیمی است که به میلیونها کودک در سراسر دنیا کمک می کند.او تاثیری عظیم و برجسته بر مردم دنیا داشت و به گمان من٬ برای سالهای سال مردم او را تحسین خواهند کرد.
آرنولد شوارزنگر
بروس لی پیراهنش را در می آورد و من مثل همیشه که بدنش را می دیدم٬ متحیر می شدم.او عضله روی عضله بود !
چاک نوریس
او خودش٬ خود را خلق کرد٬ او خودش را چون مجسمه ای تراشید. تک تک عضلات او در هماهنگی مطلق با کاری بودند که انجام می داد و کاملا" کارآمد بودند و آخرین باری که او را دیدم٬ در شرایط جسمانی کاملی قرار داشت. پوستش مثل مخمل٬ صاف و حیرت انگیز بود.
جیمز کابرن
او وزن چندان زیادی نداشت٬ ولی از همان وزن حداکثر بهره را می برد. بسیار قوی بود و تمام وزن بدنش از عضلاتش بودند. او بدنی بسیار شکیل و متناسب داشت.
کریم عبدالجبار
بروس لی بدن استثنایی داشت٬ فیلمی که بارها و بارها می بینم و از دیدن آن سیر نمی شوم" اژدها وارد می شود" بروس لی است.
شما وقتی وظیفه تان را به خوبی انجام داده اید که که مقداری بیش از ان را انجام داده باشید.
اگر کسی به همسایه اش کمک کند کسی بدون یار نمیماند.
استقامت و پایداری در مشکلات موفقیت را پشت سر دارد.
یک مرد عاقل از یک سوال احمقانه بیشتر فرا میگیرد تا یک مرد احمق از یک جوای عاقلانه.
خوش بینی و اعتقاد به هدف ما را به موفقیت راهنمایی میکند.
شکیبایی و صبر بهره ی فراوان دارد و عدم ان مانع رسیدن به قدرت و تمرکز حواس و پیروزی است.
یک مربی خوب همیشه شاگردانش را درنفوذ خودش دارد.
انسانهای چاق و تنبل نخواهند توانست به مانند یک انسان عادی زندگی کنند.
دیروز خیال است ولی حالا حقیقت دارد.
ابلهان زبان دراز دارند.
در عمل باید انسان بود نه در ظاهر.
لذت زندگی در کمک به دیگران است.
حقیقت در سادگی است.
داشتن مهم نیست بلکه راه به دست اوردن ان اهمیت دارد.
رقابت سازنده ی جهت دست یابی به هدف به زندگی شما معنی و دوام میبخشد.
عمل هر فردی نمایانگر اندیشه ی اوست.
گستاخی و از رو نرفتن ابزار پیروزی شمایند.
اگر شما زندگی را دوست دارید وقت را غنیمت شمارید.زندگی مملو از دقایق و اوقات میباشد.
اگر انسان قدرت پیروز شدن بر نفس خویش را داشته باشد در همه ی کارها میتواند پیروز شود.
کسانی که نادانند مانند اشخاصی میباشند که در تاریکی راه میروند و هرگز نیاز به چراغ را احساس نمیکنند.
شما اگر اماده ی فراگیری باشید میتوانید در زندگی موفقیتهای فراوانی به دست اورید.
اگر شما خود را احمق بسازید بسیار کسانی هستند که از شما سواستفاده میکنند.
اگر شما فقط به هدف فکر کنید هرگز به ان دست نمیابید.
داشتن شما را قدرتمند میسازد اما رفتار و اندیشه ی شما باعث احترام به شماست.
اگر امروز راست بگویید فردا دروغ نخواهید گفت.
تحصیل علم مردان بزرگی میسازد.
پول دار شدن همیشه هدف نیست خدمت کردن ساده به دیگران هم باید هدف باشد.
یکی از علل بزرگ شکست فقدان تمرکز حواس میباشد.
هیچ چیزی غیر ممکن نیست مگر شما ان را غیر ممکن سازید.
اشتباهات معمولا برگشت پذیرند اگر کسی جرات پذیرفتن انها را داشته باشد.
کسی که میخواهد موفق شود بایستی بیاموزد که چگونه بجنگد-رقابت کند-و زحمت بکشد.
همیشه به دنبال فراگیری باشید.
بروس لی به تومور مغزی دچار شده بود و هنگامی* كه می*خواست برای تمرين در فيلم بازی مرگ آماده شود بیهوش شد و تلاش پزشكان بی نتيجه بود و تيم پزشكی بروس لی ۵ دليل برای مرگ نابهنگام او ارائه دادند. يكی از دلايل اصلی مرگ زودرس بروس تورم و رشد يك غده در مغز او بود. به گفته همسرش ليندا، بروس با تهيه كننده فيلم ريموندجو در ساعدت ۲ بعدازظهر قرار داشت. آن دو در مورد ساخت فيلم بازی مرگ با يكديگر مشورت كردند و تا ساعت ۴ بعدازظهر با هم صحبت كردند و بعد به خانه بتی تينگچی بازيگر تايوانی الاصل كه نقش اصلی زن فيلم بازی مرگ را داشت رفتند. بعد از ساعتی چو آنجا را ترك می*كند و بروس و بتی با هم شام می*خورند. در آنجا بروس احساس سردرد می*كند و بتی يك قرص Eguagesic (آسپرين قوی) به او می*دهد. حدود ساعت ۷ شب بروس به خواب می*رود. چو به خانه بتی تلفن می*زند تا با بروس حرف بزند اما بتی می*گويد بروس به خواب عميقی رفته و نمی*تواند او را بيدار كند. بلافاصله او را به بيمارستان می*رسانند. پزشكان به معاينه دقيق می*پردازند. او به كما رفته بود بعد از مدت كوتاهی نيز حتی نفس هم نمی*كشيد. پزشكان متوجه شدند كه مغزش تورم دارد. وزن مغز او از ۱۴۰۰ به ۱۵۷۵ گرم رسيده بود. هيچ يك از رگهای خونی بسته يا پاره نشده بود. تمام اعضا و جوارح بدن مورد معاينه قرار گرفته و كالبد شكافی شد. در معده*اش همان قرص آسپرين قوی بود كه بتی به او داده بود. علاوه بر اين چند دانه شاهدانه در معده*اش يافت شد كه مشخص نشد اين شاهدانه*ها را از دست چه كسی خورده است. عده ای از پزشكان معتقد بودند كه شاهدانه*ها به زهر آغشته شده بود و همين امر سبب مرگ وی شده است. اما پزشك اصلی او معتقد بود كه به دليل خوردن آسپرين قوی، تومور فعال شده و مرگش فرار رسيده بود. در واقع چنين فردی با داشتن تومور مغزی نبايد چنين آسپرينی مصرف می*كرد.
همسرش ليندا می*گفت: او هيچ گاه دوست نداشت عمر طولانی داشته باشد. زيرا او نمی*توانست تحمل كند كه قدرت بدنيش با كهولت سن روز به روز تحليل رود. بروس لی می*گفت اگر من بايد فردا بميرم هيچ شكايتی ندارم. من به آرزوهايم دست يافته ام و در دنيا آنچه را كه می*خواستم انجام داده ام. از زندگی انتظار بيشتری ندارم.
براندون

تاريخ تولد : ١ فوریه ١٩٦٥
محل تولد: Oakland, California, USA
سال وفات: ٣١ مارس ١٩٩٣
محل وفات: North Carolina, USA
علت وفات : كشته شدن در اثر اثابت مرمي واقعي در جريان بازي كردن فلم زاغ سياه (The Crow)
اندازه قد : ٥ فوت و ١١ اينچ
تحصيلات : رشته هنرها در كالج Emerson در ايالت ماساچوست آمريكا
مليت: آمريكايی-هنگ کنگی
شغل : هنر پيشه سينما
زبان: چيناي-كنتونيس و انگليسي
براندون لي در اول فوریه سال ١٩٦٥ در آكلند كاليفرنيا در خانواده بروس لي و ليندا کالدول به دنيا آمد. و بعد از اينكه پدرش بروس لي از دنيا رفت وي همراه مادرش ليندا و خواهرش شنون به شهر سياتل در ايالت واشنكتن آمريكا مهاجرت نمودند. سياتل شهري است كه بروس لي و ليندا همديگر را براي اولين بار در دانشگاه واشنگتن در اين شهر ملاقات كردند.
او در مدارس زيادي ثبت نام نمود ولي به دليل بد اخلاقي بارها از مكتب اخراج گرديد.
او عاشق صداي جان لينن از گروه بيتل بود و در هنگام مرگ جان براندون براي اينكه فداكاري اش را به جان نشان دهد در امتحانات مكتب حاظر نمي شود و از اينرو مدير مكتب او را از مكتب خارج مي كند.
وي در سن ١٨ سالگي ورزشهاي رزمي را آغاز مي كند كه در آنجا Jeff Imada را ملاقات مي كند كه بعدا از بهترين دوستان وي مي شود. در اكادمي رزمي بخاطر اينكه تصاويري
زيادي از پدرش را در ديوارها نصب كرده بودند وي اكادمي را ترك گفت.
از آن به بعد
تا مدتي براندون به فوتبال و باسكيتبال علاقمند تر بود تا هنرهاي رزمي. اما در سن ٢٠ سالگي او دوباره به ورزش زرمي روي آورد و اينبار با پشت كار و تلاش شروع به فراگيري Kick-Boxing و Jeet Kune Do و Yee Chuen Tao پرداخت.
اولين نقش او در فیلم 'David Carridine' كونگفو بود.

او در اين فیلمها ظاهر شده است.
Laser Mission -1990
Long zai jiang hu -1986
Little Tokyo-1991
Rapid Fire -1992
The Crow-1994 ( در اين فیلم براندون براستي كشته مي شود. )
اما The Crow يا زاغ سياه: براندون در اين فیلم كه در North Carolina, USA در حال پر شدن بود در تاريخ ٣١ مارچ ١٩٩٣ در اثر اثابت مرمي واقعي مجروح و كشته مي شود. او اگر در اين فلم كشته نمي شد قرار بود كه با نامزادش Eliza Hutton دو هفته بعد يعني در تاريخ ١٧ اپريل ١٩٩٣ در ايالت New Mexico امريكا ازدواج كند.

شانون
اما در مورد دختر بروس لی چیز قابل ذکری نیست و نتونستم اطلاعاتی بدست بیارم.بر عکس پدر و برادرش دنبال یک زندگیه آروم
www.fakhe2008.tk
برای ارتباط با ما: bfakhraden@yahoo.com








مقالههای ردهٔ «کونگ فو»
این ۴ صفحه در این رده قرار دارند؛ این رده در کل حاوی ۴ صفحه است.
ج
و
چ
ی
| در متن این مقاله از هیچ منبع و مأخذی نام برده نشدهاست. شما میتوانید با افزودن منابع بر طبق اصول اثباتپذیری و شیوهنامهٔ ارجاع به منابع، به ویکیپدیا کمک کنید. مطالب بیمنبع احتمالاً در آینده حذف خواهند شد. |
کاراته ( به ژاپنی:空手 ) یک نوع ورزش رزمی است. به معنای روش مبارزه و دفاع با دست خالی (بدون سلاح) و شامل ضربههای سریع دست و پا.
کاراته دارای قدمتی پنج هزار ساله است و يکی از استادان اوليه و مبتکران اين فن بوديدهاراما است که حدود ۵۲۵ سال قبل از ميلاد مسيح مي زيسته است. وی که از پيشوايان مذهبی بودایی بود، به تنهايی از هند به راه افتاد و پس از راهپيمايی چند هزار کيلومتری خود و با پشت سر گذاشتن موانع طبيعی بسيار مشکل موجود در آن زمان به چين رسيد و در ايالت هون نان و معبد شائولين اقامت گزيد. تعاليم بوديدهاراما شامل تمرينات شديد انضباطی و رعایت پرهيزکاری بود. وی 9 سال رنج و رياضت همراه با تفکر و برای اين که شاگردانش نيز بتوانند در مقابل ساعتهای طولانی تفکر و انديشه تاب مقاومت بياورند و نيز با زورگويانی که تعاليم مذهبی و مردان دين را سد راه خود میديدند به مبارزه و مقابله برخيزند 18 حرکت تمرينی را ابداع نمود که در حقيقت زير بنای حرکات کاراته امروزی است.
کاراته امروزی شکل تکامل يافته ای از کمپوی چينی (بوکس چينی) می باشد که در ابتدا اوکیناواته نامیده ميشد. از هنگامی که حکومتهای استبدادی در چين سلسله کينک ۱۶۴۴ سلسله ساتسوما در اوکیناوا به منظور جلو گيری از ورزيده شدن مخالفان و نيز تحت کنترل در آوردن مردم قانون منع استفاده از شمشير را به مورد اجرا گذاشتند و به جمع آوری سلاحهای رزمی اقدام نمودند مردم به سوی آموزش هنر مبارزه با دست خالی روی آوردند که همين امر باعث شکوفايی هرچه بيشتر کاراته شد.
در سال ۱۹۲۱ يکی از بزرگترين استادان کاراته جزیره اوکیناوا گيچين فونا کوشی ۱۸۶۸-۱۹۵۷ توانست با قدرت و ظرافت تمام کاراته را به ژاپن معرفی نمايد و برخی ديگر از هنر جويان که تحت تعليم بزرگترين استادان اوکيناوا قرار گرفته بودند، تکنيکهای سنتی را با يکديگر ترکيب نموده و سبکهای متعددی از کاراته را به وجود آوردند.
سال ۱۳۴۲ سال ورود كاراته به ایران توسط هرمز میربابایی و محمدعلی صنعتكاران و فرهاد وارسته هستند میباشد.
در حال حاضر، سبکهای مختلف کاراته، بالغ بر صدها سبک میشود که در واقع، بازگشت همه آنها به چهار سبک اصلی و مادر از سبکهای اصلی و کنترلی و يک سبک نيمه کنترلی میباشد.
[ویرایش] سبکهای کاراته
- سبک های کنترلی عبارتاند از:
- شوتوکان بنيان گذار: گيچين فونا کوشی. در این متد توجه خاصی به نیرو و سرعت ورود آن و مرکز ثقل نیرو میشود .
- شيتوريو بنيان گذار: کنوا مابونی. شيتوريو متشکل از دو سيستم ناهاته و شوری ته در کاراته میباشد.
- گوجوريو بنيان گذار: میاگی چوجون. گوجوريو روش سفت و نرم، که در اوکيناوا شکل گرفت و و متعلق به سيستم ناهاته در کاراته میباشد.
- وادوريو بنيان گذار: اوتسوکا هيرونوری. وادوريو يعنی : راه صلح، روش صلح، روش صلح جويانه.
- سبک های غیر کنترلی عبارت است از:
- کيوکوشين بنيان گذار: ماسوتاتسو اوياما کيوکوشين کای، از عناصر مختلفی که نشات گرفته از تجريبات اوياما وسبک های ديگر است، به وجود آمد.
- توضیح کامل تر:
- سبک های کاراته بسیار متعدد و بالغ بر صد نوع سبک رسمی در دنیا وجود دارد.اصول کلی و پایه ی سبک های کاراته با هم یکی است و فرق آن ها در نحوه ی بکار گیری آن هاست.
- بطور کلی سبک های کارته به سه دسته تقسیم می شود
- سبک های کنترلی
- سبک های غیر کنترلی
- سبک های رینگی
- برخی از سبک های مهم در کاراته:
- جو کای بو کاراته ( ترکیبی از جودو، کاراته ، بوکس )
- شوتوکان (با استفاده از این سبک حرکت های غیرممکن فیزیکی امکان پذیر می شود )
- شیتوریو ( سیستم ناهاته ، سیستم شوری ته ) این سبک توسط کنوامابونی ایجاد شد.
- کان زن ریو
- بودو
- گوجوریو
- کیوکوشین
- کیوکوشین کای (بر قدرت فیزیکی تاکید دارد )
- وادوریو
- آشیهارا
- انشین
.: Weblog Themes By Pichak :.







